دسته: شیخ بهایی
-
تمثیل
تمثیل بینمازی با یکی از اهل راز خواست گوید علت ترک نماز گفت : هر وقتی که کردم قصد آن آفتی آمد به مالم، ناگهان و آن دگر گفتش که من کردم نماز مدتی بسیار و شبهای دراز تا برون آیم ز فقر و احتیاج گیرد آن دکان و بازارم رواج…
-
ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی
ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را آنچنان برافشانم، کز طلب خجل مانی بیوفا نگار من، میکند به کار من خندههای زیر لب، عشوههای پنهانی دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم در قمار عشق ای…
-
فی العلم وحده
فی العلم وحده ای که هستی، روز و شب، جویای علم تشنه و غواص، در دریای علم رفته در حیرت که حد علم چیست؟ از کتب، آیا کدامین خواندنی است؟ هر کسی، نوعی از آن را رو کند علم بر وفق طبیعت، خو کند آن یکی گوید: حساب و هندسه جمله…