دسته: حافظ
-
احمد الله علی معدله السلطان
غزل ۴۷۲ احمد الله علی معدله السلطان احمد شيخ اويس حسن ايلخانی خان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژاد آن که میزيبد اگر جان جهانش خوانی ديده ناديده به اقبال تو ايمان آورد مرحبا ای به چنين لطف خدا ارزانی ماه اگر بی تو برآيد به دو نيمش بزنند دولت احمدی…
-
وقت را غنيمت دان آن قدر که بتوانی
غزل ۴۷۳ وقت را غنيمت دان آن قدر که بتوانی حاصل از حيات ای جان اين دم است تا دانی کام بخشی گردون عمر در عوض دارد جهد کن که از دولت داد عيش بستانی باغبان چو من زين جا بگذرم حرامت باد گر به جای من سروی غير دوست بنشانی…
-
هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدم
غزل ۳۲۱ هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدم هر گه که ياد روی تو کردم جوان شدم شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا بر منتهای همت خود کامران شدم ای گلبن جوان بر دولت بخور که من در سايه تو بلبل باغ جهان شدم اول…