دسته: امام خمینی (ره)
-
هوای وصال
هوای وصال در پیچ و تاب گیسوی دلبر، ترانه است دل برده فدایی هر شاخ شانه است جان در هوای دیدن رخسار ماه توست در مسجد و کنیسه نشستن بهانه است در صید عارفان و ز هستی رمیدگان زلفت چو دام و، خال لبت همچو دانه است اندر وصال روی تو…
-
پرتو عشق
پرتو عشق عشق اگر بال گشاید به جهان، حاکم اوست گر کند جلوه در این کوْن و مکان، حاکم اوست روزی ار رُخ بنماید ز نهانخانه خویش فاش گردد که به پیدا و نهان، حاکم اوست ذرّه ای نیست به عالم که در آن عشقی نیست بارک اللّه که کران تا به…
-
مبتلای دوست
مبتلای دوست باد صبا، گذر کنی ار در سرای دوست بر گو که: دوست سر ننهد جز به پای دوست من سر نمی نهم، مگر اندر قدوم یار من جان نمی دهم، مگر اندر هوای دوست کردی دل مرا ز فراق رُخت، کباب انصافْ خود بده که بُوَد این سزای دوست؟ …