دسته: امام خمینی (ره)
-
آیینه جان
آیینه جان بر در میکده بگذشته ز جان، آمدهام پشت پایی زده بر هر دو جهان، آمدهام جان که آیینه هستی است در اقلیم وجود بر زده سنگ به آیینه جان، آمدهام سرّهستی چو نشد حاصلم از ملک شهود در نهانخانه پی سرّ نهان، آمدهام جلوه روی تو بی منّت…
-
نهانخانه اسرار
نهانخانه اسرار بر در میکده از روی نیاز آمدهام پیش اصحاب طریقت، به نماز آمدهام از نهانخانه اسرار، ندارم خبری به در پیر مغان صاحب راز آمدهام از سر کوی تو راندند مرا با خواری با دلی سوخته از بادیه باز آمدهام صوفی و خرقه خود، زاهد و سجّاده خویش…
-
فصل طرب
فصل طرب دست افشان به سر کوی نگار آمدهام پایکوبان ز پی نغمه تار آمده ام حاصل عمر اگر نیْم نگاهی باشد بهر آن نیم نگه، با دل زار آمده ام باده از دست لطیف تو در این فصل بهار جان فزاید که در این فصل بهار آمده ام مطرب…