دسته: امام خمینی (ره)
-
انتظار
انتظار از غم دوست، در این میکده فریاد کشم داد رس نیست که در هجر رخش داد کشم داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست که برش شکوه برم، داد ز بیداد کشم شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا با صفا منّت آن را که به…
-
محفل رندان
محفل رندان آید آن روز که خاک سر کویش باشم ترک جان کرده و آشفته رویَش باشم ساغر روحفزا از کف لطفش گیرم غافل از هر دو جهان، بسته مویش باشم سر نهم بر قدمش، بوسه زنان تا دم مرگ مست تا صبح قیامت ز سبویش باشم همچو پروانه بسوزم…
-
بهار جان
بهار جان بهار آمد، جوانی را پس از پیری ز سر گیرم کنار یار بنشینم ز عمر خود ثمرگیرم به گلشن باز گردم، با گل و گلبن در آمیزم به طرف بوستان دلدار مهوش را به برگیرم خزان و زردی آن را نهم در پشت سر، روزی که در گلزار جان…