دسته: امام خمینی (ره)
-
کعبه دل
کعبه دل تا از دیار هستی، در نیستی خزیدیم از هر چه غیر دلبر، از جان و دل بریدیم با کاروان بگویید: از راه کعبه برگرد ما یار را به مستی، بیرون خانه دیدیم لبّیک از چه گویید، ای رهروان غافل ؟ لَبیّک او به خلوت، از جامِ می شنیدیم …
-
صاحب درد
صاحب درد ما زاده عشقیم و فزاینده دردیم با مدّعیِ عاکفِ مسجد، به نبردیم با مدعیان، در طلبش عهد نبستیم با بیخبران، سازش بیهوده نکردیم در آتش عشق تو، خلیلانه خزیدیم در مسلخ عشاق تو، فرزانه و فردیم در میکده با میزدگان، بیهش و مستیم در بتکده با بت زده،…
-
جام جان
جام جان در دلم بود که جان در ره جانان بدهم جان ز من نیست که در مقدم او، جان بدهم جام می ده که در آغوش بتی جا دارم که از آن جایزه بر یوسف کنعان بدهم تا شدم خادم درگاه بت باده فروش به امیران دو عالم همه فرمان…