دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۴۲۴. دلبری و بیدلی اسرار ماست
شماره 424 دلبری و بیدلی اسرار ماست کار کار ماست چون او یار ماست نوبت کهنه فروشان درگذشت نوفروشانیم و این بازار ماست نوبهاری کو جهان را نو کند جان گلزارست اما زار ماست عقل اگر سلطان این اقلیم شد همچو دزد آویخته بر دار ماست آنک افلاطون و جالینوس ماست…
-
۷۳
غزل شمارهٔ ۷۳ مرا دستی است بالا دست گردون که نتوان ز آستینش کرد بیرون منم بر درگهش چون حلقه بر در نه دست اندرون نه پای بیرون هژبرانند اینجٰا خفته در خاک دلیرانند اینجـٰا غرقه در خون تن بیجان چگونه زنده ماند رضی بی او بگو چون زندهای چون
-
۷۴
غزل شمارهٔ ۷۴ روی یار است یا گل نسرین کوی یار است یا بهشت برین زیر دستت چه آفتاب و چه ماه پایمالت چه آسمان چه زمین چند از حسرت سراپایت بی سرو پا شویم و بی دل ودین همه زنار بر میـٰان بندی بشنوی حرفی از گوشه نشین سر به چرخش فرو نمیآرم…