دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۱۴
غزل شمارهٔ ۱۴ عشقی بتازه باز گریبان گرفته است آه این چه آتش است که در جان گرفته است ایدل ز اضطراب زمانی فرو نشین دستم بزور دامن جانان گرفته است آن لعل آبدار ز تسخیر کائنات خاصیت نگین سلیمان گرفته است از هر طرف که میشنوم بانگ غرقه است دریای عشق بین که…
-
۴۵۱. پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
شماره 451 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست نظاره تو بر همه جانها مبارکست یک لحظه سایه از سر ما دورتر مکن دانستهای که سایه عنقا مبارکست ای نوبهار حسن بیا کان هوای خوش بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارکست ای صد هزار جان مقدس فدای او…
-
۱۵
غزل شمارهٔ ۱۵ نه پر ز خون جگرم از سپهر مینائی است هلاک جانم ازین بیوفای هر جائی است یکی ببین و یکی جوی و جز یکی مپرست از آن جهت که دو بینی قصور بینائی است وفا و مهر از آن گل طمع مدار ای دل توقع ثمر از بید باد پیمائی است…