دسته: شعرا
-
در اين زمانه رفيقی که خالی از خلل است
غزل ۴۵ در اين زمانه رفيقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفينه غزل است جريده رو که گذرگاه عافيت تنگ است پياله گير که عمر عزيز بیبدل است نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس ملالت علما هم ز علم بی عمل است به…
-
کنون که بر کف گل جام باده صاف است
غزل ۴۴ کنون که بر کف گل جام باده صاف است به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گير چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است فقيه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می حرام ولی به ز مال اوقاف است …
-
صحن بستان ذوق بخش و صحبت ياران خوش است
غزل ۴۳ صحن بستان ذوق بخش و صحبت ياران خوش است وقت گل خوش باد کز وی وقت ميخواران خوش است از صبا هر دم مشام جان ما خوش میشود آری آری طيب انفاس هواداران خوش است ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش…