دسته: شعرا
-
بنال بلبل اگر با منت سر ياريست
غزل ۶۶ بنال بلبل اگر با منت سر ياريست که ما دو عاشق زاريم و کار ما زاريست در آن زمين که نسيمی وزد ز طره دوست چه جای دم زدن نافههای تاتاريست بيار باده که رنگين کنيم جامه زرق که مست جام غروريم و نام هشياريست خيال زلف تو پختن…
-
خوشتر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست
غزل ۶۵ خوشتر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست ساقی کجاست گو سبب انتظار چيست هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار کس را وقوف نيست که انجام کار چيست پيوند عمر بسته به موييست هوش دار غمخوار خويش باش غم روزگار چيست معنی آب زندگی و…
-
اگر چه عرض هنر پيش يار بیادبيست
غزل ۶۴ اگر چه عرض هنر پيش يار بیادبيست زبان خموش وليکن دهان پر از عربيست پری نهفته رخ و ديو در کرشمه حسن بسوخت ديده ز حيرت که اين چه بوالعجبيست در اين چمن گل بی خار کس نچيد آری چراغ مصطفوی با شرار بولهبيست سبب مپرس که چرخ از…