دسته: شعرا
-
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
غزل ۸۲ آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت آيا چه خطا ديد که از راه خطا رفت تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بين کس واقف ما نيست که از ديده چهها رفت بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش آن دود که از سوز…
-
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
غزل ۸۱ صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ناز کم کن که در اين باغ بسی چون تو شکفت گل بخنديد که از راست نرنجيم ولی هيچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت گر طمع داری از آن جام مرصع می لعل ای بسا در که به نوک مژهات بايد سفت…
-
عيب رندان مکن ای زاهد پاکيزه سرشت
غزل ۸۰ عيب رندان مکن ای زاهد پاکيزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نيکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت همه کس طالب يارند چه هشيار و چه مست همه جا خانه عشق است چه مسجد چه…