دسته: شعرا
-
قاعده در بطلان حلول و اتحاد
قاعده در بطلان حلول و اتحاد من و ما و تو او هست یک چیز که در وحدت نباشد هیچ تمییز هر آن کو خالی از خود چون خلا شد انا الحق اندر او صوت و صدا شد شود با وجه باقی غیر هالک یکی گردد سلوک و سیر و سالک حلول و اتحاد از…
-
تمثیل در بیان نسبت عقل با شهود
تمثیل در بیان نسبت عقل با شهود ندارد باورت اکمه ز الوان وگر صد سال گویی نقل و برهان سپید و زرد و سرخ و سبز و کاهی به نزد وی نباشد جز سیاهی نگر تا کور مادرزاد بدحال کجا بینا شود از کحل کحال خرد از دیدن احوال عقبا بود چون کور مادرزاد…
-
تمثیل در بیان مراتب سیر نبوت و ولایت
تمثیل در بیان مراتب سیر نبوت و ولایت چه نور آفتاب از شب جدا شد تو را صبح و طلوع و استوا شد دگر باره ز دور چرخ دوار زوال و عصر و مغرب شد پدیدار بود نور نبی خورشید اعظم گه از موسی پدید و گه ز آدم اگر تاریخ عالم را بخوانی مراتب…