دسته: شعرا
-
ملک نیستی
ملک نیستی جزعشق تو، هیچ نیست اندر دل ما عشق تو سرشته گشته اندر گلِ ما اسفار و شفاء ابن سینا نگشود با آن همه جرّ و بحثها مشکل ما با شیخ بگو که راه من باطل خواند بر حقّ تو لبخند زند باطل ما گر سالک او منازلی سیر…
-
قصه مستی
قصه مستی آنکه دل خواهد، درون کعبه و بتخانه نیست آنچه جان جوید، به دست صوفی بیگانه نیست گفته های فیلسوف و صوفی و درویش و شیخ در خور وصف جمال دلبر فرزانه نیست با که گویم راز دل را، از که جویم وصف یار هر چه گویند، از زبان عاشق و…
-
میگساران
میگساران عاشقان روی او را خانه و کاشانه نیست مرغ بال و پر شکسته، فکر باغ و لانه نیست گر اسیر روی اویی؛ نیست شو، پروانه شو پایبند ملک هستی، در خور پروانه نیست میگساران را دل از عالم بریدن شیوه است آنکه رنگ و بوی دارد، لایق میخانه نیست راه…