دسته: شعرا
-
۱۲۳. دیدم شه خوب خوش لقا را
غزل شماره 123 دیدم شه خوب خوش لقا را آن چشم و چراغ سینهها را آن مونس و غمگسار دل را آن جان و جهان جان فزا را آن کس که خرد دهد خرد را آن کس که صفا دهد صفا را آن سجده گه مه و فلک را آن قبله…
-
۱۲۲. دیدم رخ خوب گلشنی را
غزل شماره 122 دیدم رخ خوب گلشنی را آن چشم و چراغ روشنی را آن قبله و سجده گاه جان را آن عشرت و جای ایمنی را دل گفت که جان سپارم آن جا بگذارم هستی و منی را جان هم به سماع اندرآمد آغاز نهاد کف زنی را عقل…
-
۱۲۱. چون خانه روی ز خانه ما
غزل شماره 121 چون خانه روی ز خانه ما با آتش و با زبانه ما با رستم زال تا نگویی از رخش و ز تازیانه ما زیرا جز صادقان ندانند مکر و دغل و بهانه ما اندر دل هیچ کس نگنجیم چون در سر اوست شانه ما هر جا پر…