دسته: شعرا
-
۴۲۱. ساقیا این می از انگور کدامین پشتهست
شماره 421 ساقیا این می از انگور کدامین پشتهست که دل و جان حریفان ز خمار آغشتهست خم پیشین بگشا و سر این خم بربند که چو زهرست نشاط همگان را کشتهست بند این جام جفا جام وفا را برگیر تا نگویند که ساقی ز وفا برگشتهست درده آن باده اول که…
-
۸۰
غزل شمارهٔ ۸۰ ای که بجز دلبری تو کار نداری کار جز آزار جان زار نداری ای همه داروی دل مگر تو بهشتی وی همه آرام جان مگر تو بهاری آنچه دل دشمنان بهم نسپندد چند تو بر جان دوستان بگماری بگسلم از جان و دل اگر بپذیری بگذرم از هر چه هست اگر…
-
۸۱
غزل شمارهٔ ۸۱ خوشتر ز بهشتی و بهٰاری مجموعه لطف کردگـــاری در بزم مدام عیش و نوشی در رزم تمــــام گیر و داری در خشم و عتاب صلح و جنگی در نـــــاز و کرشمه نور و ناری از کویت اگر روم عجب نیست زین کشته تو صد هزار داری بر هر مویت دلیست آونگ…