دسته: شعرا
-
۲۹
غزل شمارهٔ ۲۹ گر نقاب از رخ آن صنم گیرد ماه و خورشید را عدم گیرد ور به بتخانه پرتو اندازد بتکده رونق حرم گیرد گر دو دست از دو دیده بر گیرم همه آفاق درد و غم گیرد نیستم بوالهوس که فرمائی هرزه دو سگ شکار کم گیرد سگ بیچاره گر فرشته شود…
-
۳۰
غزل شمارهٔ ۳۰ بمن آن مه دگر امشب نسازد گل نازک به تاب و تب نسازد بغیر از من چنین یا رب نسوزد بغیر از تو چنین، یا رب نسازد از آن تار است این عالم بچشمم که خورشید جهان با شب نسازد نسازد زاهد ار با ما عجب نیست که خلق تنگ با…
-
۴۴۴. ساقی بیار باده که ایام بس خوشست
شماره 444 ساقی بیار باده که ایام بس خوشست امروز روز باده و خرگاه و آتش است ساقی ظریف و باده لطیف و زمان شریف مجلس چو چرخ روشن و دلدار مه وشست بشنو نوای نای کز آن نفخه بانواست درکش شراب لعل که غم در کشاکش است امروز غیر توبه نبینی…