دسته: میر رضی الدین آرتیمانی
-
۶۹
غزل شمارهٔ ۶۹ حیفم آید که گویدش کس جان از کجا جان و از کجا جانان زیر دست جفای تو زن و مرد پایمال غم تو پیر و جوان دست بر دل ز بیوفائی یار داغ بر تن ز محنت هجران بیوفائی، چه میکنی وعده سست عهدی، چه میکنی پیمان جور این درد میکشم…
-
۷۰
غزل شمارهٔ ۷۰ غمزه خونریز و عشوه در پی جان چون توان برد دین ودل ز میان چند از حسرت سراپایت بیسر و پا شویم و بی دل و جان چند گیرم ز غم به دندان دست آه از دست آن لب و دندان سرو آزاد جان از ین غم داد که گرفتار توست…
-
۷۱
غزل شمارهٔ ۷۱ ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن جهان یکبارگی زیر و زبر کن حذر از کوری خفاش طبعان سری از منظر خورشید در کن نگویم صورتم را بخش معنی مرا از صورت و معنی بدر کن ز پیش این پردهٔ پندار بردار زمین و آسمان زیر و زبر کن خبر گوئی…