دسته: میر رضی الدین آرتیمانی
-
۶۳
غزل شمارهٔ ۶۳ آنجا که وصف آن قد و بالا نوشتهایم قرار عجز خویش همانجا نوشتهایم حاصل، دمی زیاد تو غافل نبودهایم یا گفتهایم حرف غمت یا نوشتهایم از سوز اشتیاق نیارم که دم زنم کاتش گرفته دست و قلم تا نوشتهآیم گر حکم سرنوشته سمعناش گفتهایم ور قصد جان نموده اطعنا نوشتهایم گوئی…
-
۶۴
غزل شمارهٔ ۶۴ دست شوقی با گریبان آشنا میخواستیم جامهٔ جان در غم عشقی فنا میخواستیم دیده گریان، سینه سوزان، دل طپان، جان مضطرب شکر للّه یافتیم آنچ از خدا میخواستیم خود عیان بود آنچه میجستیم او را در نهان پیش ما بود آنچه او را از خدا میخواستیم تا شود بی ظرفی این…
-
۶۵
غزل شمارهٔ ۶۵ ما بهر هلاک خود هلاکیم ز الایش آب و خاک پاکیم عین عشقیم و آن حسنیم روح محضیم و جان پاکیم تا دست بهم دهیم خشتیم تا چشم بهم نهیم خاکیم