دسته: مولانا
-
۵۵۷. دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود
شماره 557 دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود جان ز لبت چو میکشد خیره و لب گزان بود تن برود به پیش دل کاین همه را چه میکنی گوید دل که از مهی کز نظرت نهان بود جز رخ دل نظر مکن جز سوی دل گذر مکن زانک به…
-
۵۵۶. جور و جفا و دوریی کان کنکار میکند
شماره 556 جور و جفا و دوریی کان کنکار میکند بر دل و جان عاشقان چون کنه کار میکند هم تک یار یار کو راحت مطلقست او یار ز حکم و داوری با تو چه یار میکند یک صفتی قرین شود چرخ بدو زمین شود یک صفتی خریف را فصل بهار میکند …
-
۵۵۵. چونک جمال حسن تو اسب شکار زین کند
شماره 555 چونک جمال حسن تو اسب شکار زین کند نیست عجب که از جنون صد چو مرا چنین کند بال برآرد این دلم چونک غمت پرک زند بارخدا تو حکم کن تا به ابد همین کند چونک ستاره دلم با مه تو قران کند اه که فلک چه لطفها از تو بر…