دسته: مولانا
-
۷۹۴. هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد
شماره 794 هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد همچنان باشد کز سمع و بصر بگریزد زان خورد خون جگر عاشق زیرا شیر است شیردل کی بود آن کو ز جگر بگریزد دل چو طوطی بود و جور دلارام شکر طوطیی دید کسی کو ز شکر بگریزد پشه باشد که به…
-
۷۹۳. هست مستی که مرا جانب میخانه برد
شماره 793 هست مستی که مرا جانب میخانه برد جانب ساقی گلچهره دردانه برد هست مستی که کشد گوش مرا یارانه از چنین صف نعالم سوی پیشانه برد نعل آنست که بوسه گه او خاک بود لعل آنست که سوی می و پیمانه برد جان سپاریم بدان باده جان دست نهیم پیشتر…
-
۷۹۲. هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
شماره 792 هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد هله پیوسته دل عشق ز تو شادان باد غم پرستی که تو را بیند و شادی نکند همه سرزیر و سیه کاسه و سرگردان باد چونک سرزیر شود توبه کند بازآید نیک و بد نیک شود دولت تو سلطان باد نور احمد…