دسته: مولانا
-
۷۳. آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
غزل شماره 73 آمد بت میخانه تا خانه برد ما را بنمود بهار نو تا تازه کند ما را بگشاد نشان خود بربست میان خود پر کرد کمان خود تا راه زند ما را صد نکته دراندازد صد دام و دغل سازد صد نرد عجب بازد تا خوش بخورد ما را …
-
۷۲. به خانه خانه میآرد چو بیذق شاه جان ما را
غزل شماره 72 به خانه خانه میآرد چو بیذق شاه جان ما را عجب بردست یا ماتست زیر امتحان ما را همه اجزای ما را او کشانیدست از هر سو تراشیدست عالم را و معجون کرده زان ما را ز حرص و شهوتی ما را مهاری کرده دربینی چو اشتر میکشاند…
-
۷۱. اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را
غزل شماره 71 اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را فراغتها کجا بودی ز دام و از سبب ما را بت شهوت برآوردی دمار از ما ز تاب خود اگر از تابش عشقش نبودی تاب و تب ما را نوازشهای عشق او لطافتهای مهر او رهانید و فراغت…