دسته: مولانا
-
۱۴۱. جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا
غزل شماره 141 جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا آسمان با جملگان جسمست و با تو جان چرا چون تو آیی جزو جزوم جمله دستک میزنند چون تو رفتی جمله افتادند در افغان چرا با خیالت جزو جزوم میشود خندان لبی میشود با دشمن تو مو به مو دندان چرا…
-
۱۴۰. درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما
غزل شماره 140 درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما مرگ بادا بیشما و جان مبادا بیشما سینههای عاشقان جز از شما روشن مباد گلبن جانهای ما خندان مبادا بیشما بشنو از ایمان که میگوید به آواز بلند با دو زلف کافرت کایمان مبادا بیشما عقل سلطان نهان و آسمان چون…
-
۱۳۹. رنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ما
غزل شماره 139 رنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ما چشم بد دور از تو ای تو دیده بینای ما صحت تو صحت جان و جهانست ای قمر صحت جسم تو بادا ای قمرسیمای ما عافیت بادا تنت را ای تن تو جان صفت کم مبادا سایه لطف تو…