دسته: مولانا
-
۱۸۰. ای تو آب زندگانی فاسقنا
غزل شماره 180 ای تو آب زندگانی فاسقنا ای تو دریای معانی فاسقنا ما سبوهای طلب آوردهایم سوی تو ای خضر ثانی فاسقنا ماهیان جان ما زنهارخواه از تو ای دریای جانی فاسقنا از ره هجر آمده و آورده ما عجز خود را ارمغانی فاسقنا داستان خسروان بشنیدهایم تو فزون…
-
۱۷۹. گر تو عودی سوی این مجمر بیا
غزل شماره 179 گر تو عودی سوی این مجمر بیا ور برانندت ز بام از در بیا یوسفی از چاه و زندان چاره نیست سوی زهر قهر چون شکر بیا گفتنت الله اکبر رسمی است گر تو آن اکبری اکبر بیا چون می احمر سگان هم میخورند گر تو شیری چون…
-
۱۷۸. میشدی غافل ز اسرار قضا
غزل شماره 178 میشدی غافل ز اسرار قضا زخم خوردی از سلحدار قضا این چه کار افتاد آخر ناگهان این چنین باشد چنین کار قضا هیچ گل دیدی که خندد در جهان کو نشد گرینده از خار قضا هیچ بختی در جهان رونق گرفت کو نشد محبوس و بیمار قضا …