دسته: مولانا
-
۲۰۴. سر بر گریبان درست صوفی اسرار را
شماره 204 سر بر گریبان درست صوفی اسرار را تا چه برآرد ز غیب عاقبت کار را می که به خم حقست راز دلش مطلقست لیک بر او هم دقست عاشق بیدار را آب چو خاکی بده باد در آتش شده عشق به هم برزده خیمه این چار را عشق که…
-
۲۰۳. آمد بهار خرم آمد نگار ما
شماره 203 آمد بهار خرم آمد نگار ما چون صد هزار تنگ شکر در کنار ما آمد مهی که مجلس جان زو منورست تا بشکند ز باده گلگون خمار ما شاد آمدی بیا و ملوکانه آمدی ای سرو گلستان چمن و لاله زار ما پاینده باش ای مه و پاینده عمر…
-
۲۰۲. هر روز بامداد سلام علیکما
شماره 202 هر روز بامداد سلام علیکما آن جا که شه نشیند و آن وقت مرتضا دل ایستاد پیشش بسته دو دست خویش تا دست شاه بخشد پایان زر و عطا جان مست کاس و تا ابدالدهر گه گهی بر خوان جسم کاسه نهد دل نصیب ما تا زان نصیب بخشد…