دسته: مولانا
-
۳۸۰. آن خواجه اگر چه تیزگوش است
شماره 380 آن خواجه اگر چه تیزگوش است استیزه کن و گران فروش است من غره به سست خنده او ایمن گشتم که او خموش است هش دار که آب زیر کاه است بحری است که زیر که به جوش است هر جا که روی هش است مفتاح این جا چه…
-
۳۷۹. ای کرده میان سینه غارت
شماره 379 ای کرده میان سینه غارت ای جان و هزار جان شکارت جز کشتن عاشقان چه شغلت جز کشتن خلق چیست کارت میکش که درست باد دستت ای جان جهانیان نثارت بس کشته زنده را که دیدم از غمزه چشم پرخمارت بس ساکن بیقرار دیدم در آتش عشق بیقرارت…
-
۳۷۸. ای گشته ز شاه عشق شهمات
شماره 378 ای گشته ز شاه عشق شهمات در خشم مباش و در مکافات در باغ فنا درآ و بنگر در جان بقای خویش جنات چون پیشترک روی تو از خود بینی ز ورای این سماوات سلطان حقایق و معانی وز نور قدیم چتر و رایات چون گشت عیان مجو…