دسته: مولانا
-
۴۵۸. امروز چرخ را ز مه ما تحیریست
شماره 458 امروز چرخ را ز مه ما تحیریست خورشید را ز غیرت رویش تغیریست صبح وجود را به جز این آفتاب نیست بر ذره ذره وحدت حسنش مقرریست اما بدان سبب که به هر شام و هر صبوح اشکال نو نماید گویی که دیگریست اشکال نو به نو چو مناقض نمایدت…
-
۴۵۷. ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست
شماره 457 ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست در پرده حجاز بگو خوش ترانهای من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست از پرده عراق به عشاق تحفه بر چون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفت کان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست…
-
۴۵۶. ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست
شماره 456 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست بی حد و بیکناری نایی تو در کنار ای بحر بیامان که تو را زینهار نیست زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقان چون چرخ بیقرار کسی را قرار نیست جز فیض بحر…