دسته: غزل
-
۵۰۷. کیست که او بنده رای تو نیست
شماره 507 کیست که او بنده رای تو نیست کیست که او مست لقای تو نیست غصه کشی کو که ز خوف تو نیست یا طربی کان ز رجای تو نیست بخل کفی کو که ز قبض تو نیست یا کرمی کان ز عطای تو نیست لعل لبی کو که ز کان…
-
۵۰۶. کار من اینست که کاریم نیست
شماره 506 کار من اینست که کاریم نیست عاشقم از عشق تو عاریم نیست تا که مرا شیر غمت صید کرد جز که همین شیر شکاریم نیست در تک این بحر چه خوش گوهری که مثل موج قراریم نیست بر لب بحر تو مقیمم مقیم مست لبم گر چه کناریم نیست …
-
۵۰۵. پیشتر آ روی تو جز نور نیست
شماره 505 پیشتر آ روی تو جز نور نیست کیست که از عشق تو مخمور نیست نی غلطم در طلب جان جان پیش میا پس به مرو دور نیست طلعت خورشید کجا برنتافت ماه بر کیست که مشهور نیست پرده اندیشه جز اندیشه نیست ترک کن اندیشه که مستور نیست ای…