دسته: غزل
-
۶۵۱. مهتاب برآمد کلک از گور برآمد
شماره 651 مهتاب برآمد کلک از گور برآمد وز ریگ سیه چرده سقنقور برآمد آنک از قلمش موسی و عیسیست مصور از نفخه او دمدمه صور برآمد در هاون اقبال عنایت گهری کوفت صد دیده حق بین ز دل کور برآمد از تف بهاری چه خبر یافت دل خاک کز خاک سیه…
-
۶۵۰. آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
شماره 650 آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد امسال در این خرقه زنگار برآمد آن ترک که آن سال به یغماش بدیدی آنست که امسال عرب وار برآمد آن یار همانست اگر جامه دگر شد آن جامه بدل کرد و دگربار برآمد آن باده همانست اگر شیشه بدل شد بنگر…
-
۶۴۹. بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد
شماره 649 بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد از چرخ فرود آمد و در ما نگران شد چون باز که برباید مرغی به گه صید بربود مرا آن مه و بر چرخ دوان شد در خود چو نظر کردم خود را بندیدم زیرا که در آن مه تنم از لطف چو جان…