دسته: غزل
-
۷۰۰. آن خواجه خوش لقا چه دارد
شماره 700 آن خواجه خوش لقا چه دارد آیینهاش از صفا چه دارد هان تا نروی تو در جوالش رختش بطلب که تا چه دارد اندر سخنش کشان و بو گیر کز بوی می بقا چه دارد در گلشن ذوق او فرورو کز نرگس و لالهها چه دارد هر چند کز…
-
۶۹۹. بیچاره کسی که می ندارد
شماره 699 بیچاره کسی که می ندارد غوره به سلف همیفشارد بیچاره زمین که شوره باشد وین ابر کرم بر او نبارد باری دل من صبوح مستست وام شب دوش میگزارد گفتم به صبوح خفتگان را پامزد ویم که سر برآرد امروز گریخت شرم از من او بر کف مست کی…
-
۶۹۸. آن کس که ز تو نشان ندارد
شماره 698 آن کس که ز تو نشان ندارد گر خورشیدست آن ندارد ما بر در و بام عشق حیران آن بام که نردبان ندارد دل چون چنگست و عشق زخمه پس دل به چه دل فغان ندارد امروز فغان عاشقان را بشنو که تو را زیان ندارد هر ذره پر…