دسته: غزل
-
۴۲. کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
شماره 42 کار تو داری صنما قدر تو باری صنما ما همه پابسته تو شیر شکاری صنما دلبر بیکینه ما شمع دل سینه ما در دو جهان در دو سرا کار تو داری صنما ذره به ذره بر تو سجده کنان بر در تو چاکر و یاری گر تو آه چه یاری…
-
۴۱. شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما
شماره 41 شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما راست بگو شمع رخت دوش کجا بود کجا سوی دل ما بنگر کز هوس دیدن تو دولت آن جا که در او حسن تو بگشاد قبا دوش به هر جا که بدی دانم کامروز ز غم گشته بود همچو دلم مسجد…
-
۴۰. طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
شماره 40 طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را لابه گری میکنمت راه تو زن قافله را مست و خوش و شاد توام حامله داد توام حامله گر بار نهد جرم منه حامله را هیچ فلک دفع کند از سر خود دور سفر هیچ زمین دفع کند از تن خود زلزله…