دسته: غزل
-
۷۵. ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را
غزل شماره 75 ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را این یوسف خوبی را این خوش قد و قامت را ای شیخ نمیبینی این گوهر شیخی را این شعشعه نو را این جاه و جلالت را ای میر نمیبینی این مملکت جان را این روضه دولت را این تخت و سعادت را…
-
۷۴. گر زان که نهای طالب جوینده شوی با ما
غزل شماره 74 گر زان که نهای طالب جوینده شوی با ما ور زان که نهای مطرب گوینده شوی با ما گر زان که تو قارونی در عشق شوی مفلس ور زان که خداوندی هم بنده شوی با ما یک شمع از این مجلس صد شمع بگیراند گر مردهای ور زنده هم…
-
۷۳. آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
غزل شماره 73 آمد بت میخانه تا خانه برد ما را بنمود بهار نو تا تازه کند ما را بگشاد نشان خود بربست میان خود پر کرد کمان خود تا راه زند ما را صد نکته دراندازد صد دام و دغل سازد صد نرد عجب بازد تا خوش بخورد ما را …