دسته: غزل
-
۱۲۷. کو مطرب عشق چست دانا
غزل شماره 127 کو مطرب عشق چست دانا کز عشق زند نه از تقاضا مردم به امید و این ندیدم در گور شدم بدین تمنا ای یار عزیز اگر تو دیدی طوبی لک یا حبیب طوبی ور پنهانست او خضروار تنها به کنارههای دریا ای باد سلام ما بدو بر…
-
۱۲۶. گستاخ مکن تو ناکسان را
شماره 126 گستاخ مکن تو ناکسان را در چشم میار این خسان را درزی دزدی چو یافت فرصت کم آرد جامه رسان را ایشان را دار حلقه بر در هم نیز نیند لایق آن را پیشت به فسون و سخره آیند از طمع مپوش این عیان را ایشان چو ز…
-
۱۲۵. گفتی که گزیدهای تو بر ما
غزل شماره 125 گفتی که گزیدهای تو بر ما هرگز نبدست این مفرما حاجت بنگر مگیر حجت بر نقد بزن مگو که فردا بگذار مرا که خوش بخسپم در سایهات ای درخت خرما ای عشق تو در دلم سرشته چون قند و شکر درون حلوا وی صورت تو درون چشمم مانند…