دسته: غزل
-
۱۴۶. در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما
غزل شماره 146 در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما محومان کن تا رهد هر دو جهان از ننگ ما باد باده برگمار از لطف خود تا برپرد در هوا ما را که تا خفت پذیرد سنگ ما بر کمیت می تو جان را کن سوار راه عشق تا چو یک…
-
۱۴۵. ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها
غزل شماره 145 ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها ای به زودی بار کرده بر شتر احمالها شب شد و درچین ز هجران رخ چون آفتاب درفتاده در شب تاریک بس زلزالها چون همیرفتی به سکته حیرتی حیران بدم چشم باز و من خموش و میشد آن اقبالها ور نه…
-
۱۴۴. عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا
غزل شماره 144 عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر سما جبرئیلت خواب بیند یا مسیحا یا کلیم چرخ شاید جای تو یا سدرهها یا منتها طور موسی بارها خون گشت در سودای عشق کز خداوند شمس دین افتد به طور اندر صدا …