دسته: غزل
-
۲۹۶. مخسب ای یار مهمان دار امشب
شماره 296 مخسب ای یار مهمان دار امشب که تو روحی و ما بیمار امشب برون کن خواب را از چشم اسرار که تا پیدا شود اسرار امشب اگر تو مشترییی گرد مه گرد بگرد گنبد دوار امشب شکار نسر طایر را به گردون چو جان جعفری طیار امشب تو…
-
۲۹۵. الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
شماره 295 الا ای روی تو صد ماه و مهتاب مگو شب گشت و بیگه گشت بشتاب مرا در سایهات ای کعبه جان به هر مسجد ز خورشیدست محراب غلط گفتم که اندر مسجد ما برون در بود خورشید بواب از این هفت آسیا ما نان نجوییم ننوشیم آب ما زین…
-
۲۹۴. بریده شد از این جوی جهان آب
شماره 294 بریده شد از این جوی جهان آب بهارا بازگرد و وارسان آب از آن آبی که چشمه خضر و الیاس ندیدست و نبیند آن چنان آب زهی سرچشمهای کز فر جوشش بجوشد هر دمی از عین جان آب چو باشد آبها نانها برویند ولی هرگز نرست ای جان ز…