دسته: غزل
-
۳۰۸. خوابم ببستهای بگشا ای قمر نقاب
شماره 308 خوابم ببستهای بگشا ای قمر نقاب تا سجدههای شکر کند پیشت آفتاب دامان تو گرفتم و دستم بتافتی هین دست درکشیدم روی از وفا متاب گفتی مکن شتاب که آن هست فعل دیو دیو او بود که مینکند سوی تو شتاب یا رب کنم ببینم بر درگه نیاز چندین…
-
۳۰۷. کار همه محبان همچون زرست امشب
شماره 307 کار همه محبان همچون زرست امشب جان همه حسودان کور و کرست امشب دریای حسن ایزد چون موج میخرامد خاک ره از قدومش چون عنبرست امشب دایم خوشیم با وی اما به فضل یزدان ما دیگریم امشب او دیگرست امشب امشب مخسب ای دل میران به سوی منزل کان…
-
۳۰۶. رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب
شماره 306 رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب بنشین میان مستان اینک مه و کواکب آن روز پرعجایب وان محشر قیامت گشتست پیش حسنت مستغرق عجایب چون طیبات خواندی بر طیبین فشاندی طیبتر از تو کی بود ای معدن اطایب جان را ز تست هر دم سلطانیی مسلم این…