دسته: غزل
-
۳۸۴. عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست
شماره 384 عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست عشق آن دلدار ما را ذوق و جانی دیگرست سینههای روشنان بس غیبها دانند لیک سینه عشاق او را غیب دانی دیگرست بس زبان حکمت اندر شوق سرش گوش شد زانک مر اسرار او را ترجمانی دیگرست یک زمین نقره بین…
-
۳۸۳. هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت
شماره 383 هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت هین که بس تاریک رویی ای گرفته آفتابت یاد داری که ز مستی با خرد استیزه بستی چون کلیدش را شکستی از کی باشد فتح بابت در غم شیرین نجوشی لاجرم سرکه فروشی آب حیوان را ببستی لاجرم رفتست آبت …
-
۳۸۲. ای از کرم تو کار ما راست
شماره 382 ای از کرم تو کار ما راست هر جای که خرمیست ما راست عاشق به جهان چه غصه دارد تا جام شراب وصل برجاست هر باد چغانهای گرفته کو منتظر اشارت ماست هر آب چو پرده دار گشته اندر پس پرده طرفه بتهاست هر بلبل مست بر نهالی…