دسته: غزل
-
۴۷۷. ز آفتاب سعادت مرا شراباتست
شماره 477 ز آفتاب سعادت مرا شراباتست که ذرههای تنم حلقه خراباتست صلای چهره خورشید ما که فردوسست صلای سایه زلفین او که جناتست به آسمان و زمین لطف ایتیا فرمود که آسمان و زمین مست آن مراعاتست ز هست و نیست برونست تختگاه ملک هزار ساله از آن سوی نفی و…
-
۴۷۶. بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
شماره 476 بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست که بنده قد و ابروی تست هر کژ و راست فتد به پای تو دولت نهد به پیش تو سر که آدمی و پری در ره تو بیسر و پاست پریر جان من از عشق سوی گلشن رفت تو را ندید به…
-
۴۷۵. بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست
شماره 475 بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست بدانک مست تجلی به ماه راه نماست میان روز شتر بر سر مناره رود هر آنک گوید کو کو بدانک نابیناست بگرد عاشق اگر صد هزار خام بود مرا دو چشم ببندی بگویمت که کجاست بیا به پیش من آ تا به گوش…