دسته: ترجیعات
-
۲۲. هله خیزید که تا خویش ز خود دور کنیم
بیست و دوم هله خیزید که تا خویش ز خود دور کنیم نفسی در نظر خود نمکان شور کنیم هله خیزید که تا مست و خوشی دست زنیم وین خیال غم و غم را همه در گور کنیم وهم رنجور همی دارد ره جویان را ما خود او را به یکی عربده رنجور…
-
۲۳. هرگز ندانستم که مه آید به صورت بر زمین
بیست و سوم هرگز ندانستم که مه آید به صورت بر زمین آتش زند خوبی و در جملهٔ خوبان چنین کی ره برد اندیشها، کان شیر نر زان بیشها بیرون جهد، عشاق را غرفه کند در خون چنین؟ گفتم به دل: « بار دگر رفتی درین خون جگر » گفتا: « خمش…
-
۲۴. امروز به قونیه، میخندد صد مه رو
بیست و چهارم امروز به قونیه، میخندد صد مه رو یعنی که ز لارنده، میآید شفتالو در پیش چنین خنده، جانست و جهان، بنده صد جان و جهان نو ، در میرسد از هر سو کهنه بگذار و رو در بر کش یار نو نو بیش دهد لذت، ای جان و جهان، نوجو…