دسته: ترجیعات
-
۷. مستی و عاشقی و جوانی و یار ما
هفتم مستی و عاشقی و جوانی و یار ما نوروز و نوبهار و حمل میزند صلا هرگز ندیده چشم جهان این چنین بهار میروید از زمین و ز کهسار کیمیا پهلوی هر درخت یکی حور نیکبخت دزدیده مینماید اگر محرمی لقا اشکوفه میخورد ز می روح طاس طاس بنگر بسوی او…
-
۸. بلبل سرمست برای خدا
هشتم بلبل سرمست برای خدا مجلس گل بین و به منبر برآ هین به غنیمت شمر این روز چند زانک ندارد گل رعنا وفا ای دم تو قوت عروسان باغ فصل بهارست بزن الصلا جان من و جان ترا پیش ازین سابقهٔ بود که گشت آشنا الفت امروز ازان سابقهست…
-
۹. باز این دل سرمستم دیوانهٔ آن بندست
نهم باز این دل سرمستم دیوانهٔ آن بندست دیوانه کسی باشد، کو بیدل و پیوندست سرمست کسی باشد، کو خود خبرش نبود عارف دل ما باشد، کوبی عدد و چندست در حلقهٔ آن سلطان، در حلقه نگینم من ای کوزه بمن بنگر، من وردم و شه قندست نه از خاکم…