دسته: ترجیعات
-
۴۰. هله نوش کن شرابی، شده آتشی به تیزی
چهلم هله نوش کن شرابی، شده آتشی به تیزی سوی من بیا و بستان بدو دست، تا نریزی قدح و می گزیده، ز کف خدا رسیده چو خوری، چنان بیفتی که به حشر بر نخیزی و اگر کشی تو گردن، ز می و شراب خوردن دهمت به قهر خوردن، تو ز…
-
۴۱. تو برو، که من ازینجا بنمیروم به جایی
چهل و یکم تو برو، که من ازینجا بنمیروم به جایی کی رود ز پیش یاری، قمری، قمر لقایی؟! تو برو، که دست و پایی بزنی به جهد و کسبی که مرا ز دست عشقش بنماند دست و پایی که به عقل خودشناسی، تو بهای هر متاعی که مرا نماند عقلی ز…
-
۴۲. ماییم و بخت خندان، تا تو امیر مایی
چهل و دوم ماییم و بخت خندان، تا تو امیر مایی ای شیوهات شیرین، تو جان شیوهایی آن لب که بسته باشد، خندان کنیش در حین چشمی که درد دارد، او را چو توتیایی سوگند خورده باشد، تا من زیم، نخندم سوگند او بسوزد، چون چهره برگشایی هر مردهٔ که خواهی…