دسته: مهدی اخوان ثالث
-
بیمار
بیمار بیمارم، مادر جان میدانم، میبینی میبینم، میدانی میترسی، میلرزی از کارم، رفتارم، مادر جان میدانم، میبینی گه گریم، گه خندم گه گیجم، گه مستم و هر شب تا روزش بیدارم، بیدارم، مادر جان میدانم، میدانی کز دنیا، وز هستی هشیاری، یا مستی از مادر، از خواهر از دختر، از همسر از این یک، و…
-
گرگ هار
گرگ هار گرگ هاری شدهام هرزه پوی و دله دو شب درین دشت زمستان زدهٔ بی همه چیز میدوم، برده ز هر باد گرو چشمهایم چو دو کانون شرار صف تاریکی شب را شکند همه بی رحمی و فرمان فرار گرگ هاری شدهام، خون مرا ظلمت زهر کرده چون شعلهٔ چشم تو سیاه تو چه…
-
روشنی
روشنی ای شده چون سنگ سیاهی صبور پیش دروغ همه لبخندها بسته چو تاریکی جاویدگر خانه به روی همه سوگندها من ز تو باور نکنم، این تویی؟ دوش چه دیدی، چه شنیدی، به خواب؟ بر تو، دلا! فرخ و فرخنده باد دولت این لرزش و این اضطراب زندهتر از این تپش گرم تو عشق ندیده…