دسته: شیخ محمود شبستری
-
حمایت
حمایت چنین گویند مردی بود قصاب بخیلی کز بخیلی بود در تاب زکوه سیم و زر هرگز ندادی وگر دادی بسی منت نهادی جگربندی نهاده بود در پیش خریداریش آمد سخت درویش سوالش کرد آن درویش در بند که چند میفروشی این جگربند بدو گفتا که ای درویش بیمار زکاتم گشت واجب چار دینار بخر…
-
در تحقیق زکات چو دانستی عماد دین صلوه است از آن پس در پیش آتو الزکوه است زکوه مال جندانی که حالست برون میکن چو دانی شوخ مالست چو بینی مستحق از طعم و طیبی نصابت چون بود میده نصیبی زکوه صورتی بعد از نصابست ولی فردا انصاب اندر حسابست به امر شرع بی ترسی…
-
در تحقق نماز
در تحقق نماز ز دنیا و ز دنیادار شو دور مباش از بهر دنیا بیش رنجور که دنیا چون رباط است اندر این راه بباید رفتنت زین جای ناگاه ز نیک و بد هر آنچت خلق گویند تو منت دار زانکت جامه شویند کسی کت جامهٔ تن پاک شوید یقین میدان که از تو سیم…