دسته: گلشن راز
-
تمثیل در اطوار وجود
تمثیل در اطوار وجود بخاری مرتفع گردد ز دریا به امر حق فرو بارد به صحرا شعاع آفتاب از چرخ چارم بر او افتد شود ترکیب با هم کند گرمی دگر ره عزم بالا در آویزد بدو آن آب دریا چو با ایشان شود خاک و هوا ضم برون آید نبات سبز و خرم…
-
تمثیل در نمودهای بی بود
تمثیل در نمودهای بی بود بنه آیینهای اندر برابر در او بنگر ببین آن شخص دیگر یکی ره باز بین تا چیست آن عکس نه این است و نه آن پس کیست آن عکس چو من هستم به ذات خود معین ندانم تا چه باشد سایهٔ من عدم با هستی آخر چون شود ضم نباشد…
-
قاعده در بطلان حلول و اتحاد
قاعده در بطلان حلول و اتحاد من و ما و تو او هست یک چیز که در وحدت نباشد هیچ تمییز هر آن کو خالی از خود چون خلا شد انا الحق اندر او صوت و صدا شد شود با وجه باقی غیر هالک یکی گردد سلوک و سیر و سالک حلول و اتحاد از…