دسته: شیخ بهایی
-
الهی الهی، به حق پیمبر
الهی الهی، به حق پیمبر الهی الهی، به ساقی کوثر الهی الهی، به صدق خدیجه الهی الهی، به زهرای اطهر الهی الهی، به سبطین احمد الهی، به شبیر الهی! به شبر الهی به عابد! الهی به باقر الهی به موسی، الهی به جعفر الهی الهی، به شاه خراسان خراسان چه باشد!…
-
فیالتحقیق
فیالتحقیق ای خوشا نفسی که شد در جستجو بس تفحص کرد حق را کو به کو در همه حالات، حق منظور داشت حق ورا دانست، ناحق را گذاشت گر چنینی، هر کتابی را بخوان عاقبت، مأجوری خود را بدان ورنه حق مقصود داری ای خبیث بر تو حجت باشد این علم…
-
اگر کنم گله من از زمانهٔ غدار
اگر کنم گله من از زمانهٔ غدار به خاطرت نرسد از من شکسته غبار به گوش من، سخنی گفت دوش باد صبا من از شنیدن آن، گشتهام ز خود بیزار که بنده را به کسان کردهای شها! نسبت که از تصور ایشان مرا بود صد عار شها! شکایت، خود نیست گرچه از…