دسته: حافظ
-
اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
غزل ۳۰۶ اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول رسد به دولت وصل تو کار من به اصول قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول چو بر در تو من بینوای بی زر و زور به هيچ باب ندارم ره خروج و…
-
به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
غزل ۳۰۵ به وقت گل شدم از توبه شراب خجل که کس مباد ز کردار ناصواب خجل صلاح ما همه دام ره است و من زين بحث نيم ز شاهد و ساقی به هيچ باب خجل بود که يار نرنجد ز ما به خلق کريم که از سال ملوليم و از جواب…
-
دارای جهان نصرت دين خسرو کامل
غزل ۳۰۴ دارای جهان نصرت دين خسرو کامل يحيی بن مظفر ملک عالم عادل ای درگه اسلام پناه تو گشاده بر روی زمين روزنه جان و در دل تعظيم تو بر جان و خرد واجب و لازم انعام تو بر کون و مکان فايض و شامل روز ازل از کلک تو…