دسته: امام خمینی (ره)
-
سبوی دوست
سبوی دوست عمری گذشت و راه نبردم به کوی دوست مجلس تمام گشت و ندیدیم روی دوست گلشن معطّر است سراپا ز بوی یار گشتیم هرکجا، نشنیدیم بوی دوست هر جا که می روی، ز رخ یار، روشن است خفاش وار راه نبردیم سوی دوست میخوارگانِ دلشده ساغر گرفته اند ما…
-
سرّ جان
سرّ جان با که گویم راز دل را، کس مرا همراز نیست از چه جویم سِرّ جان را، دربه رویم باز نیست ناز کن تا میتوانی، غمزه کن تا میشود دردمندی را ندیدم، عاشق این ناز نیست حلقه صوفی و دیر راهبم هرگز مجوی مرغ بال و پر زده، با زاغ همپرواز…
-
درگاه جمال
درگاه جمال هر کجا پا بنهی حسن وی آنجا پیداست هرکجا سر بنهی سجدهگه آن زیباست همه سرگشته آن زلف چلیپای ویند در غم هجر رُخش، این همه شور و غوغاست جمله خوبان برِ حُسن تو سجود آوردند این چه رنجی است که گنجینه پیر و برناست؟ عاشقان، صدرنشینانِ جهانِ…