دسته: حکایات و پندها
-
شاه از بهر دفع ستمکارانست
متن حکایت شاه از بهر دفع ستمکارانست و شحنه برای خونخواران و قاضی مصلحت جوی طرّاران هرگز دو خصم به حق راضی پیش قاضی نروند. چو حق معاینه دانی که می باید داد به لطف به که به جنگ آوری و دلتنگی خراج اگر نگزارد کسی به طیبت نفس به قهر ازو…
-
زﻣﯿﻦ را ز آﺳﻤﺎن ﻧﺜﺎر اﺳﺖ
متن حکایت زﻣﯿﻦ را ز آﺳﻤﺎن ﻧﺜﺎر اﺳﺖ و آﺳﻤﺎن را از زﻣﯿﻦ ﻏﺒﺎر ﮐﻞ اﻧﺎء ﯾﺘﺮﺷﺢ ﺑﻤﺎ ﻓﯿﻪ ﮔﺮت ﺧﻮی ﻣﻦ آﻣﺪ ﻧﺎﺳﺰاوار ﺗﻮ ﺧﻮی ﻧﯿﮏ ﺧﻮﯾﺶ از دﺳﺖ ﻣﮕﺬار
-
زر از معدن به کان کندن بدرآید
متن حکایت زر از معدن به کان کندن بدرآید، و از دست بخیل به جان کندن دو نان بخورند و گوش دارند گویند امید به که خورده روزی بینی به کام دشمن زر مانده و خاکسار، مرده