دسته: با خوانش و خوشنوسی برخی حکایات
-
مال از بهر آسایش عمر است
متن حکایت مال از بهر آسایش عمرست نه عمر از بهر گرد کردن مال عاقلی را پرسیدند نیک بخت کیست و بدبختی چست گفت نیک بخت آن که خورد و کشت و بدبخت آنکه مرد و هشت. مکن نماز بر آن هیچ کس که هیچ نکرد که عمر در سر تحصیل مال کرد و…
-
عقل در دست نفس
متن حکایت عقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد عاجز با زن گریز رای. رای بی قوت مکر و فسونست و قوت بی رای جهل و جنون. در خرمی بر سرایی ببند که بانگ زن از وی برآید بلند
-
عالمی معتبر را مناظره افتاد
متن حکایت عالمي معتبر را مناظره افتاد با يکي از ملاحده لعنهم الله علي حدة و بحجت با او برنيامد. سپر بينداخت و برگشت. کسي گفتش: ترا با چندين فضل و ادب که داري با بي ديني حجت نماند؟ گفت: علم من قرآنست و حديث و گفتار مشايخ. و او بدينها معتقد نيست و نمي…