نویسنده: حامد امجدیان
-
صدام با رژیم بعثش
صدام با رژیم بعثش به خط پایان رسیده بود. از آن طرف آمریکایی ها سعی داشتند صدام را که موی دماغشان شده بود از میان بردارند از این طرف مجاهدان عراقی برای صلاح و مشورت آمده بودند سراغ حاجی. یکی از عراقی ها گفت: «صدام قاتل شهدای ماست. حالا که آمریکاییها وارد عراق شدن و…
-
سالن پر بود از جمعیت
سالن پر بود از جمعیت. خیلی ها آمده بودند، مقامات لشکری و کشوری. مراسم تودیع و معارفه فرمانده جدید سپاه قدس بود. اول جلسه آقارحيم فرمانده کل سپاه صحبت کرد و بعد هم حکم انتصاب فرماندهی را که رهبری امضا کرده بودند دادند دست حاج قاسم. آن روز حاجی چند دقیقه ای پشت تربیون رفت.…
-
اسمش ناصر توبه ای ها بود
اسمش ناصر توبه ای ها بود؛ فرمانده یکی از گردانهای لشکر ۴۱ نارالله . قطع نخاع شده بود، بی حرکت افتاده بود کنج خانه. حاجی نزدیک عید می رفت اصفهان خانه اش. همین که می رسید، به همسر ناصر میگفت: توی این دو روزی که اینجام همه کارها با من.» اول از همه حمام را…