نویسنده: حامد امجدیان
-
۷۵۷. وصف آن مخدوم میکن گر چه میرنجد حسود
شماره 757 وصف آن مخدوم میکن گر چه میرنجد حسود کاین حسودی کم نخواهد گشت از چرخ کبود گر چه خود نیکو نیاید وصف می از هوشیار چون پی مست از خمار غمزه مستش چه سود مست آن می گر نهای می دو پی دستار و دل چونک دستار و دلت را غمزههای…
-
۷۵۶. علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
شماره 756 علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود گر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود بر بهار جان فزا زنهار تو جرمی منه علت ناصور تو گر زانک گرگ و دد شود هر درخت و باغ را داده بهاران بخششی هر درخت تلخ و شیرین آنچ میارزد شود ای…
-
۷۵۵. شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود
شماره 755 شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود زانک شاهنشاه ما هم شاه و هم درویش بود شاه ما از پرده برجان چو خود را جلوه کرد جان ما بیخویش شد زیرا که شه بیخویش بود شاه ما از جان ما هم دور و هم نزدیک بود جان ما…